مرتضى مطهرى
479
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، داراى غرايز گوناگونى بوده است كه حالا راجع به اصالت اينها كه ريشهء همهء اينها يكى است يا نه ، بحثى نداريم . نياز داشته است كه اين غرايز خودش را نظام بدهد . اسم اين نظام دادن به غرايز « اخلاق » است . البته اخلاق غير از آداب است . آنچه كه مربوط به نظام دادن غرايز است تغيير نمىكند . مثلًا انسان در اصول تربيتى خودش بايد هميشه عقل خودش را بر شهوات و جاه طلبىها و به اصطلاح قدما عقل را بر نفس حاكم قرار بدهد . اين يك اصلى است كه بدن كهنه مىشود و پيكرهء جهان هم كهنه مىشود ولى اين اصل تغيير نمىكند . همچنين [ آيا ] شما مىتوانيد بگوييد استقامت داشتن - كه يك صفت و پديدهء اخلاقى است - حالا ديگر كهنه شده ، در هزار سال پيش استقامت داشتن براى انسان خوب بود ولى حالا ديگر خوب نيست ؟ اعتماد به نفس داشتن و اتكاء به غير نداشتن در قديم الايام خوب بود ولى حالا به كلى تغيير كرده ، نقطهء مقابلش خوب است ؟ و همچنين خصائص اجتماعى از قبيل راست گفتن و دروغ نگفتن ، امين بودن و خيانت نكردن ؛ چون اينها همه مسائلى است مربوط به روح زندگى . يا آنچه كه به نام حقوق بشر ناميده مىشود : عدالت ، آزادى ، مساوات ، آيا مىشود گفت دنياى جديد ، ديگر اين حرفها را نمىپذيرد ، ديگر عدالت كهنه شد ، ديگر آزادى كهنه شد ، ديگر مساوات كهنه شد ، ديگر انساندوستى كهنه شد ؟ شما مىبينيد امروز هر ملتى كه در تاريخ خودش فردى را پيدا مىكند كه در چند هزار سال پيش مثلًا به آزادى يا مساوات احترام گذاشته ، به عدالت احترام گذاشته و كمتر ظلم كرده است ، اين امر را به عنوان يك مايهء مباهات ذكر مىكند ، چرا ؟ چه معنى دارد كه انسان بيايد يك مسئلهء مربوط به چند هزار سال پيش را در عصر آپولو و فضا طرح كند ؟ جواب اين است كه اين مسائل مربوط به روح زندگى است ، مربوط به شكل و صورت زندگى نيست . پس اگر كسى بگويد نيازهاى بشر تغيير مىكند ، مىگوييم به اين سادگى هم نيست كه شما مىگوييد . بشر دو نوع نياز دارد : نيازهاى ثابت و هميشگى و نيازهاى متغير . چنين نيست كه بهطور كلى نيازها تغيير مىكند . حال اينكه اسلام با نيازهاى ثابت و نيازهاى متغير چه كرده ، در فصل بعد صحبت مىكنيم . مسئلهء عصمت زمان در اينجا به مطلب ديگرى هم بايد رسيدگى كنيم و آن اين است : در برخى از